داستان های حماسی

قبل از این که سفر خودمون رو شروع کنیم لازم می دونم که در باب حماسه و خورده ای نیز در باب داستان مطالبی بنویسم به امید آن که مورد قبول واقع شود و کسل کننده نباشد . قلب

قبل از بررسی حماسه ابتدا بزارید کمی پیرامون داستان صحبت کنیم :

قصه یا داستان :

ترکیب خاصی در نقل حوادث خواه واقعی و یا خیالی که در خلال آن شخصیت ها رشد می کنند و عناصر به شیوه های معینی با هم مرتبط می شوند و با قصد و نیت معینی که نویسنده دارد در جهتی حرکت می کنند. قصه را می توان در صورت های مختلفی که عامه ترین آن ها شامل داستان بلند, داستان کوتاه, حکایت, فابل, فولکور و انواع دیگر تقسیم کرد. قصه و داستان یکی از وسیع ترین انواع ادبی جهان است. بسیاری از نویسندگان جهان قالب داستان را مناسب ترین بیان برای اندیشه ها و تفکرات خود یافته اند و به خصوص از قرن 18م به بعد هر روز بر رواج و گسترش آن افزوده شده است.

صرفه نظر از گفتن تمام ویژگی های داستان ها, می توان به طور خلاصه داستان را به صورت های زیر خلاصه کرد:

1- داستان کوتاه : داستان کوتاه قصه ای است که یکی از جوانب زندگی را برای بیان مقصودی معین تصویر می کند و معمولا کوشش نویسنده در یکی از جوانب خاص موضوع متمرکز در یک جلسه قرائت کرد.

2- داستان بلند : داستان بلند به مجموعه ای گفته می شود که که از حوادثی با تاثیرات مختلف که شخصیت هایی متنوعی  در زمانی طولانی در آن شرکت دارند, داستان بلند در ادبیات ملل اروپایی قرون وسطی سابقه دارد و در قرن 19م به حد اعلا می رسد و دارای انواع مختلف است.

3- رمان : داستانی که به نثر نوشته شود و شامل اتفاقات و حوادثی ناشی از تخیل نویسنده باشد.

همان طور که گفته شد داستان و یا همان قصه رو می توان به سه قسمه گفته شده تقسیم که البته هر کدام از قسمت ها ویژگی های خاص خود را دارند و هر کدام نیز به قسمت های دیگری تقسم می شوند.

در این میان که داستان یکی از قالب های اصلی ادبیات به شمار می ره نوع دیگری ازداستان نیز در ادبیات یا بهتر بگم در گونه های ادبی ,در کنار ادبیات تعلیمی,نمایشی و غنایی پیدا می شه که به اون حماسه می گن. در واقع می توان گفت که حماسه ها داستان هایی هستند که نشان دهنده ی فرهنگ و تاریخ یک کشور هستند, و هر چه این داستان ها یا حماسه ها کهن تر باشند فرهنک و تاریخ اون کشور کهن جلوه می دهد. در این میان حماسه ها ویژگی هایی دارند که خود این ویژگی ها باعث ایجاد تمایزاتی بین حماسه و سایر داستان های دیگر می شود.

حماسه :

در لغت به معنای شجاعت و دلیری است و در اصطلاح شعری به داستانی اطلاق می شود که حوادث قهرمانی با رنگ و بوی ملی و قومی در آن جریان دارد. در واقع حماسه یکی از گونه های ادبی است که غالبا به شعرهایی که در وصف پهلوانی ها و جنگ ها و مردانگی ها و افتخارات قومی و ملی و نژادی باشد اطلاق می شود . حماسه خاطره ی حادثه یا حوادثی واقعی ایست که سینه به سینه از نسلی به نسل بعد منتقل شده است و در گذشت قرون و اعصار و تخیل و افکار و عواطف و آرمان های کملتی بر آن شاخ و برگها افزوده و بدین سبب همراه با امور شگفت و فیر طبیعی گشته است و به صورت افسانه در آمده است و سر انجام توسط شاعر یا شاعرانی به نظم کشیده شده است. آهنگ پهلوانی, انتخاب کلمات و عبارات دقت در آنچه برای تحریک حس پهلوانی و عزت نفس مردمان لازم است و اینکه شاعر هیچ گاه عواطف شخصی خود را در اصل داستان وارد نمی کند و آن را طبق میل خود تغییر نمی دهد، به همین سبب در سرگذشت یا شرح قهرمانی های پهلوانانه و شخصیت های داستان خود، هرگز دخالت نمی کند و به میل خود در مورد آنها داوری نمی کند, احوال شعر حماسی را شکوه و مهابت می بخشد و صد البته عقاید دینی و فرهنگی مردمانی که داستان های حماسی در بین آن ها شکل می گیرد به توجیه و حقیقت نمایی این حوادث و شخصیت های خارق العاده نیز کمک می کند. حماسه نماینده و تجسم انسانی و یک ملت است, و قهرمان حماسی تجسم انسانی با خصایص و عواطف و افکار و آرزوهای آن ملت است و شاید همین ویژگی ها باشد که داستان های حماسی را با آنکه داستان های واقعی نیستند را واقعی جلوه می دهد و شاید می توان گفت که این داستان ها در بستری از واقعیت شکل گرفته است و به منزله ی تاریخ تخیلی یک ملت هستند و ظاهرا از بعضی وقایع خارجی نشات گرفته اند.

در ادامه می توان حماسه را به دو نوع زیر تقسیم کرد :

1- منظومه های حماسی طبیعی و ملی :

که عبارت است از نتایج افکار و علایق و عواطف یک ملت که در طی قرن ها تنها برای بیان عظمت و نبوغ آن قوم به وجود آمده است. این نوع حماسه ها سرشار از یاد جنگ ها، پهلوانی ها، جان فشانی ها و در عین حال، لبریز از آثار تمدن و مظاهر روح و فکر مردم یک کشور در قرن های معینی از دوران حیات ایشان است که معمولاً از آنها به دوره های پهلوانی تعبیر می کنیم. از این گونه منظومه های حماسی می توان حماسه کیل گمش و ایلیاد و ادیسه هومر در ادبیات کلاسیک یونان و شاهنامه ی حکیم ابوالقاسم فردوسی را در ادبیات فارسی نام برد. در این دسته منظومه ها شاعر به ابداع و آفرینش توجهی ندارد بلکه داستان های مدرن کتبی یا شفاهی را با قدرت شاعرانه ی خویش نقل می کند.

2- منظومه های حماسی مصنوع :

در این منظومه ها شاعر با داستان های پهلوانی مدون و معینی سر و کار دار ندارد بلکه خود به ابداع و ابتکار می پردازد و داستانی را به وجود می آورد. در این گونه داستان ها، شاعران آزادند با رعایت قوانینی که ناظر بر شعر حماسی است به دلخواه موضوع داستان خود را ابداع کنند و تخیل خودرا در آن دخیل سازند، از این دسته می توان ظفرنامه ی حمدالله مستوفی در زبان فارسی و انه ادید سروده ی ویرژیل، شاعر روم باستان را برشمرد.

البته از نگاه دیگر می توان به پنج دسته ی دیگر تقسم کرد :

1- حماسه اساطیری :

قدیمی ترین و اصیل ترین نوع حماسه است. این گونه حماسه مربوط به دوران ما قبل تاریخ است و بر مبنای اساطیر شکل گرفته است. مثل حماسه سومری گیل گمش و بخش اول شاهنامه فردوسی (تا داستان فریدون). در این قسمت شاهنامه از "اوایل" سخن رفته است و مثلاً گفته شده است که اول کسی که گرمابه ساخت یا نوشتن آموخت که بوده است. قسمت هایی از ایلیاد و اودیسه, رامایانا و مهابهاراتا را هم می توان جزو حماسه های اساطیری دانست. البته گاهی نمی توان ردپای قهرمان را دقیقاً در تاریخ جستجو کرد. در حماسه های پهلوانی، قهرمان معمولاً یک پهلوان مردمی است و برای او مرگ بهتر از ننگ است.

2- حماسه پهلوانی :

در این نوع حماسه از زندگی پهلوانان سخن رفته است. حماسه پهلوانی ممکن است جنبه اساطیری داشته باشد، مثل زندگی رستم در شاهنامه و ممکن است جنبه تاریخی داشته باشد، مثل ظفرنامه حمدالله مستوفی و شهنشاهنامه صبا که قهرمانان آنها وجود تاریخی داشته اند.

3- حماسه دینی یا مذهبی :

قهرمان این نوع حماسه یکی از رجال مذهبی است و ساخت داستان حماسه بر مبنای اصول یکی از مذاهب است، مثل کمدی الهی دانته، خاوران نامه ابن حسام , خداوند نامه ملک الشعراء صبای کاشانی.

برخی از محققان، برای این نوع، حماسه های اخلاقی نام گذاشته اند و مهابهاراتا و رامایانا را مثال زده اند. به نظر ما حماسه های اخلاقی همان حماسه های دینی هستند و حتی می توان به آنها حماسه فلسفی هم گفت، زیرا در آنها مسایل عمیقی تفکر بشری از قبیل مرگ و زندگی و خیر و شر مطرح شده است. معمولاً اقوامی که دارای زندگی فعال بودند و با اقوام دیگر جنگ یاصلح داشتند، دارای حماسه پهلوانی هستند؛ مانند یونانیان و ایرانیان باستان. اما اقوامی که فعالیت های برون مرزی نداشتند و به اصطلاح در خود بودند، بیشتر حماسه های دینی و فلسفی دارند، مانند چینیان و مصریان و هندیان باستان. در ایران هم بعد از حملات خانمانسوری از قبیل حمله مغولان و تیموریان، زندگی درونی و درونگرایی بر زندگی بیرونی و برونگرایی غالب آمد و حماسه های عرفانی, جای حماسه های پهلوانی را گرفته اند.

4- حماسه های عرفانی :

این نوع حماسه در ادبیات فارسی فراوان است. در این گونه ،قهرمانان بعد از شکست دادن دیو نفس و طی سفری مخاطره آمیز در جاده طریقت، درنهایت به پیروزی که همانا حصول جاودانگی، از طریق فنا فی الله است، دست می یابد. مثل حماسه حلاج در تذکره الاولیا، منطق الطیر هم یک حماسه عرفانی است. منتها به شیوه تمثیلی سروده شده است. بگهوت گیتا را هم که از متون مذهبی هند محسوب می شوند گاهی حماسه عرفانی خوانده می شوند.

5- دیگر حماسه ها :

ممکن است انواع دیگری از حماسه هم وجود داشته باشند. مثلاً در ادبیات اروپایی نوعی از حماسه هست که به آن حماسه طنز و مسخره Mock Epic می گویند. این نوع حماسه بر خلاف حماسه های واقعی، از زندگی امروزین انسان مایه می گیرد و جنبه طنز و مسخره دارد. بودلر می گوید:"حماسه طنز آن است که از زندگی امروزی بشر، ابعاد حماسی را استخراج و مشخص کنیم و به خود نشان دهیم که چگونه با کراوات و پوتین های واکس زده شاعرانه زندگی می کنیم و بزرگیم." این نوع حماسه در ادبیات فارسی چندان مرسوم نیست، اما به هر حال ما هم نوعی حماسه مسخره داریم که قهرمان آن به اصطلاح یک "پهلوان پنبه" است، یا کسی است که در توهمات خود اوضاع و احوال دیگری را می بیند، مثل رمان معروف دایی جان ناپلئون نوشته ی ایرج پزشکزاد, دن کیشوت سروانتس را هم شاد بتوان از این معقوله محسوب داشت.

البته لازم به ذکر است که حماسه در هر صورت، چه فلسفی باشد چه عرفانی و چه اساطیری باید همواره در بافتی از شهسواری ها و بهادری ها و خطر کردن ها ارائه شود. به عبارت دیگر دل به دریازدن ها و تن به خطر سپردن ها، مشخصه اصلی حماسه است.

نکات فوق گفته شده تمام می توان گفت تقسیم بندی حماسه بود اما از هر چه بگذریم باید ویژگی های حماسه را ذکر کنیم که به شرح زیر می باشد :

در واقع حماسه ها به طور کلی دارای چهار ویژگی مشخص می باشند که به شرح زیر است :

1- زمینه داستانی حماسه :

یکی از ویژگی های حماسه، داستانی بودن آن است بنابراین حماسه را می توان مجموعه ای از حوادث دانست. با این که در حماسه- بی هیچ تردیدی- مجموعه ای از وصف ها، خطبه ها و تصویرها وجود دارد ،اما همه ی این عناصر نسبت به داستانی بودن در رتبیه ی دوم هستند.

2- زمینه قهرمانی حماسه :

بیشترین موضوع حماسه را اشخاص و حوادث تشکیل می دهند و وظیفه ی شاعر حماسی آن است که تصویرساز انسان هایی باشد که هم از نظر نیروی مادی ممتازند و هم از لحاظ نیروی معنوی، قهرمانان حماسه، با تمام رقتی که از نظر عاطفی و احساسی در آنها وجود دارد, قهرمانانی ملی هستند مانند رستم در شاهنامه ی فردوسی .

3- زمینه حماسی ملی :

حوادث قهرمانی که به منزله تاریخ خیالی یک ملت است در بستری از واقعیات جریان دارند. واقعیاتی که ویژگی های اخلاقی نظام اجتماعی، زندگی سیاسی و عقاید آن جامعه را در مسائل فکری و مذهبی در برمی گیرد. شاهنامه نیز تصویری است از جامعه ی ایرانی در جزئی ترین ویژگی های حیاتی مردم آن. در همان حال که با خواندن شاهنامه از نبردهای ایرانیان برای کسب استقلال و ملیت در برابر ملل مهاجم، آگاهی می یابیم، مراسم اجتماعی، تمدن و مظاهر و مدنیت و اخلاق ایرانیان و مذهب ایشان و حتی خوشی های پهلوانان و بحث های فلسفی و دینی آنان مطلع می شویم.

4- زمینه خرق عادت :

از دیگر شرایط حماسه، جریان یافتن حوادثی است که با منطق و تجربه ی علمی سازگاری ندارد. در هر حماسه ای، رویدادهای غیرطبیعی و بیرون از نظام عادت دیده می شود که تنها از رهگذر عقاید دینی عصر خود، توجیه پذیر هستند. هر ملتی، عقاید ماورای طبیعی خود را به عنوان عاملی شگفت آور، در حماسه ی خویش به کار می گیرد و بدین گونه است که در همه ی حماسه ها، موجودات و آفریده های غیرطبیعی، در ضمن حوادثی که شاعر تصویر می کند، ظهور می یابند. در شاهنامه نیز وجود سیمرغ، دیو سپید، رویین تن بودن اسفندیار و عمر هزار ساله ی زال ... عناصر و پدیده هایی هستند که همچون رشته هایی استوار، زمینه تخیلی حماسه را تقویت می کنند.

سخن زیاد شد و مطمئنا از این گفته های مقدماتی خسته شده اید پس سخن را کوتاه می کنم و فقط در پایان خواهشمندام که در نظر سنجی ماهانه شرکت کنید تا با نظر شما سه حماسه ی برتر را شروع به خواندن کنیم .

ارادتمند شما

گریفن    

 

/ 2 نظر / 63 بازدید
تضاد

شرحی که برای تعریف حماسه نوشته بودی شرح خوب و کاملی بود. حتماً ادامه بده و حتماً حتماً شاهنامه رو بخون. هر چقدر بیشتر در عمقش فرو بری بیشتر متوجه کامل بودن اون میشی :)

امیرعلی

سلام داداش! منم مثل تو طرفدار پر و پا قرصه فیلم سه گانه ارباب حلقه ها و همینطور آثار تالکین هستم! . . . هر هفته به وبلاگت سر میزنم. یه تشکر هم میکنم به خاطر پاسخ خای کوبنده ات در حمایت از فیلم ارباب حلقه ها در : http://forum.bidari-andishe.ir/thread-67-page-19.html [دست]